مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: آذر آوازه, عبدالعلی شریعتی, نسرین الهی, حمید سوری
کلیدواژه ها : ماساژ - علايم حياتي - بيماران كومايي - بخش مراقبت هاي ويژه
: 21513
: 84
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: تحريك حسي بيماران كومايي، يك اقدام مهم پرستاري جهت تسريع روند افزايش سطح هوشياري است و تحريك لمسي به ويژه ماساژ يكي از مهمترين تحريكات ميباشد. پرستار به عنوان فردي كه مسئول اجراي اين امر است بايد اثرات اين اقدام را بر بيمار خود بداند. در مورد اثرات اين اقدام به ويژه تأثير آن بر علايم حياتي (نبض ، فشارخون ، تنفس) مطالب ضد و نقيضي وجود دارد لذا اين مطالعه با هدف بررسي تأثير ماساژ بر علايم حياتي بيماران كومايي بستري در بخش مراقبتهاي ويژه انجام شده است. روش كار: پژوهش حاضر يك كارآزمايي باليني است. نمونههاي پژوهش شامل 100 بيمار كومايي ميباشند كه به روش مبتني بر هدف انتخاب و سپس به طور تصادفي در دو گروه شاهد و مورد قرار داده شدند. دو گروه در سن، جنس و نمره گلاسكو با هم جور بودند. گروه آزمون در سه روز متوالي، تحت 20 دقيقه ماساژ دوراني و منظم در نواحي پشت، پاها و دستها قرار گرفتند. علايم حياتي در گروه آزمون قبل و بلافاصله بعد از مداخله و علايم حياتي گروه كنترل همزمان با گروه آزمون اندازهگيري و ثبت شد. جهت گردآوري دادهها از يك چك ليست و فشار سنج ثابت براي همه بيماران استفاده شد. تجزيه و تحليل دادهها با استفاده از آمار توصيفي و استنباطي (آزمونهاي تي و كاي دو) انجام گرفت. نتايج: يافتهها نشان داد مداخله پژوهش (ماساژ)، سبب كاهش معنيدار علايم حياتي شده است (نبض و فشارخون دياستوليك در هر سه روز 05/0 p<، فشار خون سيستوليك در روز اول و سوم 05/0 p<، تنفس در روز دوم 05/0 p<). نتيجهگيري: نتيجه اين پژوهش، اثر ماساژ را بر علايم حياتي بيماران كومايي به صورت كاهش معنيدار نبض، فشارخون و تنفس نشان داده است كه ميتواند حاكي از ايجاد آرامش و كاهش استرس در آنان باشد.
نویسندگان: حسن طهماسبیزاده, الهه عینی, Rezaei Sh , Vardasbi S , Motamedi B, Salehipour M, Golestani A
کلیدواژه ها :
: 20211
: 28
: 0
ایندکس شده در :
زمينه: اختلال های اسکلتی-عضلانی، يکی از مهم ترين عوامل مؤثر ناشی از وضعيت نامطلوب بدن (پوسچر نامطلوب) هنگام کار است. توصيف تأثير سطوح مختلف سيستم اسکلتی-عضلانی بر کيفيت زندگی مرتبط با سلامت و مرخصی استعلاجی، برای انتخاب راهبردهای پيشگيرانه مهم است. هدف: در اين مطالعه کيفيت زندگی مرتبط با سلامت جسمانی مونتاژ کاران خودرو ساز در افرادی که دچار مشکلات اسکلتی-عضلانی بودند با افراد سالم مورد مقايسه قرار گرفت.مواد و روش ها: در اين مطالعه مورد- شاهدی در سال 1388 بر روی کارگران مونتاژکار مرد شرکت سايپا انجام شد. تعداد 165 نفر از کارگران دارای اختلال های اسکلتی-عضلانی به صورت تصادفی ساده به عنوان گروه مورد و 165 نفر از افراد فاقد اختلال های اسکلتي– عضلانی به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. برای تعيين اختلال های اسکلتی-عضلانی پرسشنامه نورديک و برای اندازه گيری کيفيت زندگی ابزار SF-36 استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 16.0 و آزمون های کای دو، نسبت شانس با 95 درصد حدود اطمينان و لجستيک رگرسيون تحليل شد.يافته ها: مقايسه شاخصهای فيزيکی کيفيت زندگی مانند درد جسمانی، سلامت عمومی، عملکرد جسمانی و محدوديت نقش به علت مشکلات جسمانی در دو گروه مورد و شاهد با شاخصهای اختلال های اسکلتی عضلانی نشان دهنده اختلاف آماری معنیدار بود (P<0.001). شانس ابتلا به اختلال های اسکلتی-عضلانی در کسانی که کيفيت زندگی پايين داشتند، بالاتر از کسانی بود که کيفيت زندگی بالا دارند (51/0 = OR و 82/0-32/0= CI %95) (001/0 P<). نتيجه گيری: بين شاخص های فيزيکی کيفيت زندگی و اختلال های اسکلتی-عضلانی ارتباط وجود دارد. شرايط جسمی و کيفيت زندگی مونتاژ کاران خودرو ساز در ابتلا به دردهای مزمن اسکلتی-عضلانی مؤثر بوده و بهينهسازی اين شرايط بر بهبود کيفيت زندگی تاثير بسزايی دارد.
نویسندگان: محمدرضا Sohrabi, حمید سوری, مرتضی عبداللهی
کلیدواژه ها : اولویتهای پژوهشی - دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی - COHRED - مشارکت ذینفعان - تخصیص منابع - ایران
: 25685
: 50
: 0
ایندکس شده در :
سابقه و هدف: به دليل تنوع و گستردگي عرصههاي سلامت و محدوديت منابع، امكان فعاليت در تمامي اين عرصهها و پاسخگويي به تمامي نيازهاي پژوهشي جامعه غيرممكن است. از اينرو تعيين اولويتهاي پژوهشي يك ضرورت اجتنابناپذير است. هدف اين مقاله گزارش روش انتخاب شده، مشكلات و محدوديتها، و همچنين موانع احساس شده پروژه تعيين اولويتهاي پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي ميباشد.مواد و روشها: اين مطالعه با مشاركت اعضاي هيأت علمي 91 گروه آموزشي و 830 نفر از ذينفعان در سالهاي 8-1387 انجام گرفت. فرآيندي كه براي تعيين اولويتهاي پژوهشي بهكار برده شد، بر پنج اصل مشاركت ذينفعان، تحليل وضعيت موجود و برآورد نيازها، مشخص كردن عناوين پژوهشي، امتيازدهي بر اساس معيارها، و تعيين اولويتها بر اساس بيشترين توافق استوار بود. اين روش با تغييرات اندكي از مدل پيشنهادي كارگروه سازمان جهاني بهداشت Council on Health Research for Development (COHRED) اقتباس شده بود.يافتهها: اين پروژه با مشاركت 610 نفر از اعضاي هيأت علمي دانشكدههاي پزشكي، دندانپزشكي، داروسازي، پرستاري مامايي، بهداشت، تغذيه، پيراپزشكي و توانبخشي و 220 نفر از ساير ذينفعان نظام سلامت و افراد مرتبط با سلامت خارج از دانشگاه انجام شد. در مجموع 841 حوزه پژوهشي و حدود 1900 زير حوزه به عنوان اولويتهاي پژوهشي تعيين شد.نتيجهگيري: به نظر ميرسد مدل COHRED با تغييرات اعمال شده در اين مطالعه، كارآيي لازم را براي تعيين اولويتهاي پژوهشي در گروههاي آموزشي دارد. اميد است ارائه اولويتهاي پژوهشي علاوه بر هدايت موضوعات پژوهشي پيشنهادي به سوي اولويتها، مورد توجه سياستگذاران، داوران و تصويبكنندگان طرحهاي پژوهشي نيز قرار بگيرد تا بتواند به عنوان يك ابزار در جهت استفاده بهينه از منابع محدود مالي عمل نمايد.
نویسندگان: حمید سوری
کلیدواژه ها : قرصهاي خوراكي پيشگيري از بارداري - دوقلو زايي
: 13016
: 40
: 0
ایندکس شده در :

سابقه و هدف: با توجه به شيوع روز افزون استفاده از قرصهاي خوراكي تركيبي، وجود بعضي گزارشها مبني بر ارتباط مصرف اين قرصها با بروز دوقلوزايي در حاملگي بعدي و به منظور تعيين رابطه مزبور، اين تحقيق در بيمارستانهاي اهواز در سال 1380 انجام گرفت.

مواد و روشها: مطالعه با طراحي موردي ـ شاهدي انجام گرفت. گروه مورد شامل 151 خانم باردار حاملگي دوقلو بود كه جهت زايمان به بيمارستان مراجعه نموده بودند. بيمارستان محل زايمان، تعداد بارداري، سن مادر و سابقه دوقلوزايي در خانواده آنها بررسي و ثبت گرديد. گروه شاهد، خانمهايي بودند كه اولاً حاملگي يك قلو داشتند و ثانيا همزمان و در همان بيمارستان براي زايمان بستري شده بودند، ضمن آنكه عوامل فوق و ديگر عوامل موثر بر دوقلوزايي درآنها با گروه مورد مشابه بود. ميزان مصرف قرصهاي خوراكي تركيبي در دو گروه تعيين و با آمار كاي دو مورد قضاوت آماري قرا ر گرفت. ضمنا شيوع دوقلوزايي در نمونه ها تعيين و نقش سيكلهاي نامنظم در بروز دو قلويي نيز مشخص گرديد.

يافته ها : تحقيق روي 151 خانم با زايمان دوقلويي (گروه مورد) و 152 خانم مشابه، با زايمان تك قلويي (گروه شاهد) انجام گرفت. در گروه شاهد 53 نفر (9/34 درصد) و در گروه مورد 40 نفر (5/26درصد) سابقه مصرف قرصهاي خوراكي تركيبي را داشتند كه اختلاف آنها به لحاظ آماري معني د ار نبود (2/0 P< ). سيكلهاي ماهانه نامنظم با بروز دوقلوزايي ارتباط داشت (04/0 P < ). شيوع دوقلويي 3/15 درهزار تولد بود. نتايج اين تحقيق نشان داد ارتباط معني د اري بين بي نظميهاي سيكل ماهانه در گروه مورد و شاهد وجود دارد (05 /0> P ).

نتيجه گير ي: مصرف قرصهاي خوراكي تركيبي با دوقلوزايي در حاملگي بعدي ارتباطي ندارد. با توجه به عوارض شناخته شده دوقلوزا ي ي بررسي ساير عوامل توصيه مي گردد.